تبليغاتX
جک
فقط بخونین و حال کنید.هی بگین فرشاد بده.
تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا مي‌خواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه. تركه داد و بيداد مي‌كنه كه:‌ خوب بابا همه تو آب مي‌شاشند! يارو ميگه: ‌آره، ولي نه از رو دايو!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
تركه تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند كفشش بازه. به كنار دستيش ميگه: آقا قربون دستت، ‌يك دقيقه اين ميله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟! يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
تركه 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ يك ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميكنه. همون وقت يك باباي ديگه‌اي داشته يك پولي مينداخته تو همون صندوق، ‌تركه با حال زار پاميشه، ‌ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
 تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش،‌ باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
كرده تو كردستان پونزده نفرو مي‌كشه، تو دادگاه به حداكثر مجازات محكوم ميشه. مي‌گيرن شلوارشو درميارن،‌ پاش استرچ مي‌كنند
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
سياه پوسته ميگوزه، زنش تا يه هفته داشته از رو زمين دوده جمع ميكرده!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟!!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
به تركه ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و حسن و حسين رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد!!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
يه يارو ميره زير غلطك، تركه ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز وباريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟
تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا یه دفعه اون دروازه بان بگيردش!!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
تركه پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
تركه ميخوره زمين، ...هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!!!!!!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
ترکه زنشو می کشه  ميره مرحله بعد !!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 

تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 

ye rooz too ghazvin az too kharabe ha dashtan donbale asare bastany migashtan ketabe ghadimye khosro va farhado peyda mikonan

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 

ye rooz too safe noon too ghazvin yek nafar bargh migiratesh 20 nafar mimiran

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 

ye rooz torke dashte porteghal poos mikande mige khoda kone toosh moz bashe 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 

ye rooz torke khalaban mishe chomagh mizare zire sandalish

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 

ye rooz torke ye 1000 tomany too dastesh boode mikhaste bere mavad bekhare.yeho police saro kalash peyda mishe torke 1000tamanyero mindaze too joob

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
یه روز به ترکه میگن ۱۵ آبان چه خبره ؟ مبگه فکر کنم۲۲ بهمن باشه.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 

یه روز ترکه زنگ میزنه ۱۱۰ میگه فرمون. پدال گاز.ترمز کلاچ.دنده یه ماشینمو دزدیدن.پلیسه میگه ترکی؟

میگه آره.پلیسه میگه پاشو برو جلو بشین.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 

یه روز رشتیه میره زنه ایدزی میگیره.بهش میگن چرا این کرو کردی ؟میگه می خوام یه خرده حاله بچه های محلمون رو بگیرم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 

یه بار لرا با ترکا جرشون میشه ترکا سنگ پرتاب می کنن لرا هد میزنن.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 

یه روز لره میره مخابرات زنگ بزنه به باباش یارو میگه برو کابین آخر. کابین آخر دستشویی بوده.لره شیلنگو بر میداره میگه سلام بووا.بووت میادولی صدات نمی یاد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 

یه روز یه تهرانی میره اردبیل به یه ترکه میگه ببخشید من اینجا غریبم تو اردبیل کجا آمپول میزنین؟

ترکه کونشو نشون میده میگه اینجا. 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 

یه ماشین بنزین سوپر می زنه ترمز دستیش دیگه نمی خوابه. 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد | 
یه بچه تو قزوین گم میشه.آگاهی اطلاعیه میده که از یابنده خواهش می شود امشب که هیچی فردا شب آن را به ما تحویل دهند تا ما پس فردا آن را به خانواده اش تحویل دهیم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرشاد |